تبليغاتX
نجوم

نجوم

درموردنجوم

سلام دوستان . حالتون خوبه خوب تر شدين . چه خبرا از اپ هام خوشتون اومده . خب من مي خواهم يك وبلاگ

گروهي بزنم وبه چند نفر شاعر يا كساني كه شعر خوب مي گويند- و كساني كه جوك هاي خوب وخنده دار بلدن

بهم نظر خصوصي بدن تابه رمز عبور رو بهتون بدم  كساني كه مي خواهند عضو شوند فقط نظر بدهند. راستي

هيچ كس نبايد  شعر يا جوك سياسي بنويسد. راستي تا سه هفته ي ديگر اپ مي شوم و كساني كه

مي خواهند عضو شوند زود سه هفته ي ديگر بياين رمز عبور وبلاگ را بخوانند راستي ادرسشم مينويسم.

+ نوشته شده در  88/07/09ساعت 15:24  توسط احسان  | 

شهاب سنگ

http://www.ngdir.ir/SiteLinks/Kids/Image/earth_fa/Meteor1.jpg

دید کلی


یونانیان باستان ، شهابها را به عنوان ستارگان تیر کشنده می‌شناختند، ولی می‌دانستند که آنها سقوط می‌کردند، جمعیت ستارگان آسمان ثابت می‌ماند. ارسطو معتقد بود که ستاره تیر کشنده پدیده‌ای است موقعی که ناشی از چیزی است که در جو زمین روی می‌دهد. از آن زمان این اجسام را شهاب نامیدند.

 شهاب سنگهای باستانی


شهابهایی را که به سطح زمین می‌رسند ، شهاب سنگ می‌گویند. نیاکان ما حتی ناظر سقوط برخی از این شهاب سنگها بوده‌اند.

•گفته می‌شود که هیپاوکوس از مردم فنیقیه گزارشی از یک چنین سقوطی داده است.
•تصور می‌شود که حجرالاسود یعنی سنگ سیاه کعبه در مکه ، یکی از این شهاب سنگهاست و حرمت آن بواسطه آنست که مبدأی آسمانی داشته است.
•ایلیاد به کلوخه زبری از آهن اشاره می‌کند که در مراسم تشییع جنازه به پاتروکلوس هدیه شد. این سنگ می‌بایستی مبدأی شهابی داشته باشد، زیرا آن زمان عصر برنز بود و هنوز استخراج و ذوب

سنگ معدن آهن متداول نشده بود. در واقع آهن شهابی احتمالا بیش از 3000 سال پیش از میلاد بکار می‌رفته است.


جرقه مطالعه


در 13 نوامبر سال 1833 ، ایالات متحده آمریکا در معرض بارانی شدید قرار گرفت که لئونید یا اسدی نامیده می‌شدند، زیرا به نظر می‌رسید که از نقطه‌ای واقع در صورت فلکی اسد می‌تابند. در آن هنگام این شهابها به مدت دو ساعت در آسمان به نمایش آتش بازی جالب توجهی پرداختند و درخشش آسمان به حدی رسید که نه تا آن زمان دیده شده بود و نه بعدها دیده شد. تا آنجا که می‌دانیم هیچ شهاب سنگی به زمین نرسید. اما این منظره شگرف ، انگیزه بررسی شهابها شد و اخترشناسان برای نخستین بار بطور جدی به مطالعه آنها پرداختند.

چند سال بعد «یونس یاکوپ برسالیوس» ، شیمیدان سوئدی ، کار تجزیه شهاب سنگها را آغاز کرد. نتیجه چنین تجزیه‌هایی اطلاعاتی ارزشمند درباره عمر کلی منظومه شمسی و حتی ساختمان عمومی شیمیایی جهان در اختیار اخترشناسان قرار داد.


وقایع و فجایع


•در کوکونینو واقع در آریزونا دهانه مدوری وجود دارد که قطر آن حدود 1200 متر و عمق آن 180 متر است. اطراف این دهانه را تا ارتفاع 30 تا 50 متر خاک پوشانده است. این دهانه شبیه دهانه‌های آتشفشانی کره ماه به نظر می‌رسد. مدتها تصور می‌شد که این دهانه مربوط به یک آتشفشان خاموش است. اما یک مهندس معدن به نام «دانیل مورو بارینگر» معتقد بود که این دهانه نتیجه برخورد یک شهاب سنگ با کره زمین است. از آن به بعد این دهانه ، حفره بارینگر نامیده شده است. منشأ شهابی این دهانه با کشفی که در سال 1906 به عمل آمد، مجددا تأیید شد. این دهانه حدود چهل هزار سال پیش ایجاد شده است.
 مقاله نجوم - تاریخچه شهاب سنگ
•3500 سال پیش ، شهاب سنگ واکاموارتا در شیلی به زمین اصابت کرد که حدود 1 متر عرض و چندین تن وزن داشت.
•در سال 1908 بر اثر سقوط یک شهاب سنگ در سیبری شمالی ، چاهی حفر شد که قطر دهانه آن متجاوز از 45 متر بود و همه درختانی را که در 30 کیلومتری اطراف محل سقوط بود، از جا کند. خوشبختانه این منطقه غیر مسکونی بود. اگر این شهاب از همین قسمت آسمان حدود 5 ساعت بعد سقوط می‌کرد ، ممکن بود در سن پطرزبورگ که تا آن زمان پایتخت روسیه بود ، فرود آید. اگر چنین اتفاقی می‌افتاد ، شهر سن پطرزبورگ چنان ویران می‌شد که گویی با یک بمب هیدروژنی ویران شده است، وزن این شهاب سنگ حدود 40000 تن بود.
•یک بار یک شهاب سنگ به وزن چندین کیلوگرم در وسط اتاق نشیمن یک خانواده آمریکایی سقوط کرد.
•شهاب سنگی به اندازه یازده سانتیمتر ، در سال 1991 درست در فاصله 3.5 متری دو پسر بچه در ایالت ایندیانای آمریکا سقوط کرد.
•در سال 1992 ، یک شهاب سنگ 12 کیلوگرمی به صندوق عقب اتومبیلی که در پیکسویل نیویورک پارک شده بود، برخورد کرد. گزارش شده است که این قطعه از گوی آتشین که درخشانتر از ماه بود، جدا شد و هنگامی که با سرعت 700 کیلومتر در ساعت در آسمان در حرکت بود، تکه تکه شد. عده زیادی از این واقعه فیلم تهیه کردند. از اطلاعات فوق توانستند از منشأ این اجرام اطلاع حاصل کنند که مدار آن در فاصله سه واحد نجومی و در نزدیکی مدار زهره قرار داشته است.
•یک حفره شهابی ، به نام «گاسربلاف» در استرالیا وجود دارد که 22 کیلومتر عرض دارد و دور آن کوه است. این حفره 130 میلیون سال پیش تشکیل شده است و شاید قدیمیترین گودال شهاب سنگی روی زمین باشد.


شهاب سنگ ها


شهاب سنگ یك سنگ آسمانی ست كه به زمین افتاده است. در واقع همه اجرام در حال حركت در فضا كه به زمین می افتند، شهاب سنگ نامیده می شوند. دست كم هرسال 100 شهاب سنگ با زمین برخورد می كند. بیشتر این شهاب سنگ ها بسیار ریزند. آنها به قدری كوچكند كه مقاومت هوا می تواند سرعتشان را آنقدر آهسته كند كه براثر اصطكاك با جو نسوزند و به آرامی به زمین بیفتند.
سه نوع شهاب سنگ وجود دارد. سنگی- آهنی و سنگی - آهنی.
شهاب سنگ های سنگی از مواد معدنی سیلیكون و اكسیژن غنی هستند. مقادیر كمتری از آهن، منیزیوم و عناصر دیگر هم در آنها وجود دارد. یك گروه از شهاب سنگ های سنگی تكه هایی از همان موادی كه سیاره ها را تشكیل داده اند را دارند. گروه دیگری از شهاب سنگ های سنگی زمانی بخشی از بدن والدشان بوده اند. به عنوان مثال بخشی از یك سیارك بوده اند. سیارك به قدر كافی بزرگ هست كه ذوب شود و یك هسته غنی از آهن و پوسته سنگی به وجود آورد. شهاب سنگ های آهنی بیشتر از آهن و نیكل تشكیل شده اند. شهاب سنگ های سنگی-آهنی به مقدارتقریباً مساوی سنگ بر پایه سیلیكون و فلز آهن-نیكل دارند. تركیب مواد شهاب سنگ ها, كلیدهایی را درباره منشأ آنها به دست می دهد. آنها ممكن است با سیارك ها یك منشأ مشترك داشته باشند. بعضی از مواد شهاب سنگ ها شبیه به زمین و ماه یا برخی حدس می زنند كه شبیه به مریخ است و ترکیب بعضی ها هم كاملاً با تركیبات اینها متفاوتند. بعضی ها هم تركیبی مثل ستاره های دنباله دار دارند.

اندازه شهاب سنگ هااندازه شهاب سنگ ها بسیار متفاوت است. بیشتر آنها نسبتاً كوچكند. بزرگ ترین شهاب سنگی كه تا كنون پیدا شده وزنش حدود 100تن یا 60 تن متریك است. این شهاب سنگ آهنی در مزرعه ای دركشور آفریقایی نامیبیا افتاده است. با این كه زمان زیادی از افتادن آن می گذرد هنوز چاله ای كه تشكیل داده سر جای خودش است. اجسام خیلی بزرگ تری مثل سیارك ها و ستاره های دنباله دار هم می توانند به زمین برخورد كنند و به شهاب سنگ تبدیل شوند.
شهاب سنگ ها از یك سقوط آتشین از میان جو زمین جان سالم به در برده اند و مقدار زیادی از جرمشان را در این فرایند از دست داده اند. بیشتر شهاب سنگ های در حال حركت در فضا پس از برخورد به جو زمین می سوزند و از آنها تنها ذراتی از گرد و غبار باقی می ماند. هر روز حدود 3000 تن گرد وغبار شهاب سنگی به زمین می افتد.
شهاب سنگ ها به خاطر این به سطح زمین می رسند كه اندازه آنها برای سفر از میان جو مناسب است. اگر آنها خیلی كوچك بودند, در جو متلاشی و تكه تكه می شدند. اگر خیلی بزرگ بودند ممكن بود قبل از رسیدن به سطح زمین منفجر شوند. یك چنین شیئی در سال 1908 در حدود شش مایلی (ده كیلومتری) بالای رودخانه تونگوسكا در سیبری منفجر شد و در منطقه ای به وسعت 20 مایل (32 كیلومتر) رها شد و درختان را دود زده كرد و به طور سطحی سوزاند.







+ نوشته شده در  88/06/23ساعت 17:23  توسط احسان  | 

نابودی زمین

                    مقدمه                   

عواملی وجود دارند که ممکن است در آینده باعث نابودی و یا تغییر در شرایط اقلیمی و از بین رفتن حیات در کره زمین شوند. بعضی از این عوامل که زائیده دست بشر است تا گذشته‌های ‌خیلی نزدیک اهمیت چندانی نداشت ولی امروزه نمی‌توان از آنها چشم پوشی کرد ، مثلا قطع درختان جنگلی و افزایش دی‌اکسید کربن اتمسفر و سوراخ شدن لایه ازن. عوامل دیگری نیز وجود دارند که آدمی نمی‌تواند آنها را کنترل کند و این عوامل طبیعی ممکن است که در آینده باعث نابودی کره زمین شوند. در این مقاله سعی می‌شود تا حدودی به شرح این عوامل بپردازد.


شکار بی رویه حیوانات ممکن است که باعث نابودی آنها شود مثلا شکار ماموتها‌ توسط انسان با از بین رفتن نسل این حیوان شده است و امروزه فقط اجساد باقیمانده این جانور عظیم الجثه را در میان یخهای سیبری می‌توان پیدا کرد. از میان دیگر قربانیاها به پرنده قطبی اوک (Auk
) باید اشاره کرد که طی 150 سال اخیر شکار گردیده و کلا نابود شده است و روند شکار پارهای ‌جانوران دیگر نیز بسیار خطرناک و هشدار دهنده است. قطعه درختان جنگلی ، پاکسازی بیشه را رها و گسترش کشتزارها و توسعه روز افزون شهرها را نیز باید از جمله عوامل دانش و گریزاندن جانوران از دادگاه خویش به شمار آورد.

ماموت

اوک (Auk)

        آلودگی محیط زیست       

     

مساله آلودگی محیط نیز بسیار جدی و سه طور فزآیندهای ‌خطرناک و هشدار دهنده است. مقدار دی‌اکسید کربن موجود در جو زمین هماهنگ با پیشرفت صنایع به شدت رو به فزونی است و ارائه آن زیانها‌ی جبران ناپذیری به همراه خواهد داشت. بیشتر افزایش دی‌اکسید کربن در جو ناهید موجب گردیده تا دمای سطحی سیاره مزبور به حدود 540 درجه سانتی گراد بالا رود و ان را به جهنمی سوزان مبدل سازد. پاره‌های ‌فعالیتها‌ی صنعتی نوین موجب می‌گردد که میزان دی‌اکسید کربن کره مسکونی ما نیز فزونی یابد و دگرگونی خطرناکی را در اقلیم زمین باعث گردد. کشور آمریکا بزرگترین کشور آلوده کننده زمین می‌باشد که به تنهایی در حدود 40 در صد از دی‌اکسید کربنی که وارد جو زمین می‌شود را تولید می‌کند .

              جنگ اتمی               

بمب اتمی

تهدید کننده‌ترین خطرات ، احتمال وقوع جنگ جهانی و کاربرد سلاحهای اتمی است. تاثیر جنگ افزارهای اتمی و عدم کنترل صحیح مواد رادیواکتیو نه تنها به نابودی انسان و دیگر موجودات کنونی زمین می‌انجامد بلکه امکان تجدید حیات از سیاره خاکی را نیز برای همیشه از بین خواهد برد.

شهر ناکازاکی بعد از بمباران

 

                 تاثیر خورشید                 

به جز موارد قبلی که زائیده دست انسان است، رویدادهای دیگری نیز وجود دارد که از توان کنترل آدمی به دور است. حیات زمین کاملا به خورشید وابسته است و هر گونه تغییری درباره آن ولو خیلی ناچیز هم که باشد به ضایعات مرگباری مبدل می‌گردد و اثرات ، مطلوبی به جای می‌گذارد.

 آب و هوای زمین طی عصر یخبندان کوچک یعنی حدود قرن هفدهم میلادی بطور کاملا محسوس سردتر از امروزه بوده است. بین سالهای 1850 تا 1940 دوره نسبتا گرمی جایگزین آن گردید، اما این که دوره سرد احتمالا یخبندان بعدی کی آغاز خواهد شد، معلوم نیست و هیچگونه شواهدی دال بر این که شرایط معتدل کنونی تا چه زمان به درازا خواهد کشید در دست نداریم.
گذشته‌ها‌ نشان داده که دورهها‌ی میان دو یخبندان گاه به بیش از ده هزار سال به درازا کشیده است ولی در هر صورت مسلم این است که دوره یخبندان دیگری در پیش خواهیم داشت. بدون تردید انسان با اتکا به نیروی تفکر و اندیشه که از ویژگیهای او به شمار می‌آید از این مهلکه جان سالم به در خواهد برد، ولی در عین حال باید گفت که این مبارزه به قیمت کاهش جمعیت جهان تمام خواهد شد.

             برخورد سنگهای آسمانی            

خطر ناشی از برخورد سنگهای آسمانی با زمین را نیز نباید از قطر دور داشت گرچه تصادف سنگهای آسمانی به نابودی زمین نخواهد انجامید ، اما دگرگونیهایی را در شرایط اقلیمی زمین موجب خواهد شد، سرنوشت دایناسورها می‌تواند گواهی بر این ادعا باشد.

گفته می‌شود که دایناسورها در اثر برخورد سنگ آسمانی بسیار عظیمی منقرض شده‌اند. سنگهای آسمانی که به زمین برخورد می‌کنند در بدو پیدایش زمین بسیار زیاد بوده است و رفته رفته از تعداد آنها و نیز اندازه آنها کاسته شده است. همچنین این سنگها وقتی به جو زمین برخورد می‌کنند در اثر اصطکاک سوخته می‌شوند و اندازه آنها بسیار کوچک می‌شود و حتی ممکن است به صورت گرد و غبار در آیند و به زمین نرسند.

         واژگونی قطبها‌ی مغناطیسی زمین        

واژگونی قطبها‌ی مغناطیسی زمین نیز ضایعه ساز خطرناکی به شمار می‌آید. این دگرگونی در زمانی آغاز خواهد شد که اثرات فعلی میدان مغناطیسی زمین متوقف شود در خاصیت مگنتوسفر (Magnetosphere) که نقش سیر محافظ زمین را به عهده دارد زایل شود و راه را بر روی پرتوهای کیهانی بگشاید و صحنه حیات بخش زمین را میدان تاخت و تاز اشعه مرگبار کیهانی قرار دهد.

 دانشمندان اثبات کرده‌اند که هسته داخلی زمین که جامد است در حال بزرگ شدن است یعنی به اندازه آن افزوده می‌شود و از اندازه هسته خارجی مایع کاسته می‌شود. در اثر بزرگ شدن هسته جامد زمانی می‌رسد که دیگر هسته مایعی وجود نخواهد داشت و در این هنگام مغناطیس زمین بکلی از بین خواهد رفت. زیرا همانگونه که می‌دانیم هسته خارجی و داخلی به عنوان یک دینام عمل می‌کنند و باعث ایجاد میدان مغناطیسی زمین می‌شوند.

          وقتی که خورشید بمیرد ...         

در قانون طبیعت عمر ابدی مفهومی ندارد و طبیعتا برای خورشید هم استثنا قائل نخواهد شد. هیدروژن کره گرم و حیاتبخش خورشید نیز سرانجام روزی به پایان خواهد رسید و دگرگونیهایی در ساختار آن پدید خواهد آمد. توده مرکزی آن جمع و گداخته می‌گردد و توده‌ها‌ی سطحی باد کرده و متورم و سرد می‌شود و خورشید ما را به ستاره سرخ عظیمی مبدل می‌سازد.
 


این فعل انفعالات بازده حرارتی خورشید را برای مدتی لااقل صد بار بیشتر از بازده حرارتی امروزی بالا خواهد برد و حتی اگر کره زمین جان سالم به در برد، خصیصه حیاتی آن برای ابد از میان خواهد رفت. طی این تحولات اقیانوسها‌ به جوش آمده و آب آنها تبخیر خواهد شد. جو آن که نسبت به وضع فعلی به شدت دگرگون گردیده است پراکنده می‌گردد و دنیای پرتلاش و امیدوار کننده انسان را به دیار خاموشان مبدل می‌سازد.

          پایان عمر زمین چه زمانی است؟         

خوشبختی در آن است که این رویدادها حداقل زودتر از 4000 میلیون سال دیگر و شاید هم بیشتر به وقوع نخواهد پیوست. گفتن این که حیات ذی شعور انسانی تا ادوار بعدی همچنان باقی خواهد ماند، جرات می‌خواهد. نیروی تفکر و اندیشه انسانی که تاکنون از ویژگیها‌ی آدمی محسوب می‌گردد، شاید مسائل بسیاری را پاسخگو باشد اما این که آیا جوابگوی رویدادهای غیر قابل پیش بینی نیز خواهد بود یا نه ، خود مساله‌ای ‌است. ولی در هر حال انسان بایستی به اتکا نیروی خود از هیچ تلاشی برای ادامه حیات و بقای خویش فرو گذار نباشد و از تباه سازی محیط زیست خود سخت بپرهیزد.

+ نوشته شده در  88/06/12ساعت 15:45  توسط احسان  | 

توجه توجه

سلام دوستان من يك وبلاگ جديد دارم كه ادرسش در قسمت مستطيل 

 شكل با نام جوك پسران ديدن كنيد. اين هم ادرسش:

www.jok -boy.blogfa.com

+ نوشته شده در  88/06/10ساعت 14:45  توسط احسان  | 

مقدمه

ستارگان به اتفاق یکدیگر در ابرهای غبار و گاز متولد می‌شوند. این فرآیند زمانی آغاز می‌شود که چگالی منطقه‌ای از ابر افزایش می‌یابد. مثلاً ممکن است این تغییر چگالی بر اثر عبور یک موج ضربه‌ای ابر نواختر از میان این ابر اتفاق بیفتد. بر اثر جاذبه ، مناطق متراکم منقبض شده و متراکمتر و داغتر می‌شوند و سرانجام یک یا چند ستاره در حال انجام واکنشهای هسته‌ای را تشکیل می‌دهند. دمای غبار و گاز اولیه چند درجه از صفر مطلق (273.15- درجه سانتیگراد یا 459.67- فارنهایت) بالاتر است.

بعد از فشرده شدن در مرکز ستاره ، دمای این ماده حداقل 10 میلیون درجه سانتیگراد (18 میلیون فارنهایت) می‌شود. قبل از آنکه پیش ستاره‌ها به ستارگان بالغ درخشانی مبدل شوند، از خود کمی نور و حرارت ساطع می‌کنند. بخش عمده‌ای از این تشعشع توسط غبار سحابی پیرامون پیش ستاره جذب می‌شود. این غبار پرتوها را ، عمدتاً در منطقه مادون قرمز طیف ، دفع می‌کند. اگر چه شاید ستاره شناسان نتوانند درخشش پیش ستاره‌ها را مستقیماً ببینند، آنها می‌توانند با تلسکوپهای مادون قرمز حضورشان را در سحابی درک کنند.
img/daneshnameh_up/9/9b//Tavalodesetare.jpg img/daneshnameh_up/4/4a//Tavalodesetare2.jpg img/daneshnameh_up/d/db//Tavalodesetare3.jpg
1
2
3





img/daneshnameh_up/c/cb//Tavalodesetare4.jpg img/daneshnameh_up/b/b3//Tavalodesetare5.jpg img/daneshnameh_up/8/8e//Tavalodesetare6.jpg
4
5
6

فرضیات جدید درباره چگونگی تولد ستارگان

شناسایی ستارگانی که در فاصله بسیار کمی از مرکزی‌ترین سیاهچاله راه شیری قرار دارند فرضیات جدیدی را در این باره مطرح نمود. به گزارش سرویس علمی پژوهشی ایسکانیوز به نقل از پایگاه اینترنتی ناسا ، تا مدتها تصور می‌شد سیاهچاله‌ها محلی خطرناک برای شکل‌ گیری و رشد ستارگان اطرافشان هستند. چندی پیش دانشمندان ناسا موفق به شناسایی ستارگانی شدند که تنها یک سال نوری با سیاهچاله مرکزی راه شیری فاصله دارند. هم اکنون این سوال مطرح می‌شود که چگونه این ستاره‌ها با چنین فاصله خطرناکی بوجود می‌آیند؟

یکی از نظریات مطرح شده این است که ستارگان از ابرهای گازی شکل سرد و معلق در فضا تشکیل شده‌اند، تصور می‌شود هنگامی که ابری به دلیل فشار جاذبه‌ داخلی دچار از هم پاشیدگی می‌شود، هنگام انقباض گرمای ناشی از تجمع‌ اتمهای آن سبب نزدیک‌تر شدن ستارگان به یکدیگر می‌شود. پس با آزاد شدن مقادیر قابل توجهی نور و گرما میزان انرژی ذخیره شده از ادامه فروپاشی جلوگیری نموده و سبب شکل‌گیری ساختمان جدید ستاره می‌شود.

در واقع سیاه چاله‌ها از ستارگانی تشکیل می‌شوند که بخاطر نیروی جاذبه بسیار بالای آنها تمام اجسام و اشیاء را به سمت خود جذب می‌کنند.

گره‌های درخشان سفید و آبی ستارگان تازه تولد یافته

تحلیل تازه‌ای از تصاویری که توسط تلسکوپهای نوری از ژرف ترین نقاط کیهان برداشته شده است، نشان می‌دهد که تولد ستارگان ، پدیده‌ای برق آسا و ناگهانی بوده است. یافته جدید دلالت از آن دارد که "طوفانی ستاره‌ای" در دوره جوانی کیهان به وقوع پیوسته و طی آن تعداد بی‌شماری ستاره شکل گرفته است. "دکتر ان کینی" از ناسا ، آژانس فضانوردی آمریکا ، می‌گوید: "اگر این مسأله ثابت شود، درک ما از جهان منقلب خواهد شد."

این گروه تحلیلهای خود را بر پایه عکسهای معروف به "میادین ژرف هابل" بنا نهاده است. این عکسها که به ترتیب در سالهای 1995 و 1998 توسط تلسکوپ فضایی گرفته شده‌اند، شفاف‌ترین تصاویر از میلیاردها کهکشان در دور دست‌ترین نقاط کیهان هستند. دکتر لانزتا با توجه به رنگ کهکشانها استنباط کرده است که دورترین اشیاء در "میدانهای ژرف" باید ستارگان تازه تولد یافته در نخستین کهکشانهای جهان باشند که به صورت گره‌های "سفید و آبی" و "داغ" ظاهر می‌شوند. به گفته وی این عکسها تنها چشمه‌ای از یک دوره زاد و ولد گسترده ستارگان است که در تاریخ کیهان تکرار نخواهد شد.

این یافته می‌تواند درک انسان را از چگونگی تکامل جهان متحول کند. در گذشته تصور می‌شد که روند تشکیل ستارگان ، ابتدا طی چند میلیارد سال اوج گرفته و سپس افت کرده است. اکنون نتایج تازه نشان می‌دهد که این اتفاقات به گونه دیگری روی داده و مسلما برق آساتر از آن بوده است. به نظر می رسد که بخش عمده ستارگان جهان در طوفانی سیل آسا تنها چند میلیون سال پس از "انفجار بزرگ" (بیگ بنگ) تشکیل شده باشند. بر اساس تئوری "انفجار بزرگ" جهان با انفجار یک گلوله آتشین آغاز شده است.

هرچند تولد ستارگان هنوز در کهکشانها ادامه دارد، اما میزان تولد آنها در مقایسه با مراحل اولیه پیدایش جهان ، ناچیز است. بنا بر تحقیقات جدید ، زمانی که عمر کیهان هنوز از چند صد میلیون سال تجاوز نمی‌کرد، روند تبدیل هیدروژن به ستارگان درخشان ناگهان به کولاکی بدل شده و با سرعت بی سابقه‌ای باعث روییدن این اجرام سوزان در سراسر کیهان شد.



تصویر




آتش بازی کیهانی

به گفته منجمان ، در این دوره ، شکل آسمان با شکل کنونی آن که پهنه وسیعی از کهکشانهای پیرامون است، بسیار متفاوت بود. در آن دوره گویی در هر گوشه آسمان "آتش بازی" بزرگی از ستارگان داغ و آبی رنگ درخشان در جریان بود. انبوه ستارگان نخستین کهکشانها را پدید آوردند، اما برخلاف امروز ، گرد و غبار چندانی میان آنها وجود نداشت، زیرا عناصر سنگینتری که غبار آسمانی را تشکیل می‌دهند، هنوز در داخل ستارگان تولید نشده بود.

فقدان غبار باعث شد ستارگان به گونه‌ای ظاهر شوند که شناسایی آنها در عکسهای "میدانهای ژرف هابل" امکان پذیر شود. دکتر لانزتا گفت: "ستارگان مصالح ساختمانی کهکشانها و زادگاه منظومه‌ها (مانند شمسی) هستند، بنابراین اگر ثابت شود که تشکیل تعداد بی‌شماری ستاره درست پس از تولد کیهان آغاز شده است، آنگاه باید نظریه‌های خود را مورد بازبینی قرار دهیم." دکتر لانزتا در نظر دارد به عنوان گام بعدی از "دوربین پیشرفته هابل" برای مشاهده عمیقتر کیهان استفاده کند، بلکه بتواند مشاهدات و نتایج گروه خود را مورد تصدیق قرار دهد.


+ نوشته شده در  88/06/08ساعت 17:31  توسط احسان  | 

كهكشان ها

حالا چندعكس از كهكشان راه شيري وكهكشان هاي ديگر.!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!********************

http://maryamss.files.wordpress.com/2007/12/neuron-galaxy2.jpg

اين هم از تصادف چند كهكشان!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

                                                                                                                           

    http://cph-theory.persiangig.com/L255-3.jpg     اين هم عكسي از كهكشان ها و تصادف ان ها؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟                                                                                                                                                             

http://www.spacetoday.org/images/Occurrences/MilkyWayCtrNRL500x623.jpg 


مطلبي از تصادف كهكشان ها؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟



مقدمه

کهکشان به مجموعه ستارگان ، گاز و غبار گفته می شود که با نیروی جاذبه کنار هم نگاه داشته شده‌اند. کوچکترین کهکشانها دارای عرضی برابر با چند صد سال نوری ، شامل حدود 100000 میلیارد سال ستاره هستند. بزرگترین کهکشانها تا 3 میلیون سال نوری عرض دارند و شامل بیش از 1000 میلیارد ستاره هستند. اشکال کهکشانها بر اساس شیوه‌ای طبقه بندی می‌شود که طبق شیوه طبقه بندی ستاره شناس آمریکایی ، ادوین هابل (1953- 1986) ، شکل یافته است. در مورد تکامل کهکشانها اطلاعات قطعی کمی در دست است. تنها مطلب مورد اطمینان این است که کهکشانها میلیاردها سال پیش به شکل توده‌ای از ابرهای گازی و غباری بوجود آمدند.

انفجار کهکشانها

در فراسوی جهان برخی از کهکشانها بطور کامل در حال انفجارند، با از هم پاشیدن هسته کهکشان ، ستارگان نیز نابود می‌شوند. در برخی کهکشانهای ویژه ، نور درخشان حاصل از انفجار ، تمام آن چیزی است که می‌بینیم. نور ستاره در برابر عظمت انفجار کهکشانی ناچیز است. حدود چندین سال پیش ، اخترشناسان رادیویی برای نخستین بار کهکشانهای انفجاری را کشف کردند.



بیشتر کهکشانها از کهکشانهای همسایه خود صد هزار سال نوری فاصله دارند. به هر حال ، بعضی از کهکشانها تا اندازه‌ای به یکدیگر نزدیک می‌شوند که نیروی جاذبه دو طرفه آنها اشیاء موجود در کهکشانها دیگر را به اطراف خود می‌کشد و این امر باعث بوجود آمدن توده‌هایی به نام دنباله‌های کشندی می‌گردد، که این دنباله‌ها مانند پلی کهکشانها را به یکدیگر وصل می‌نمایند. نزدیکی بیش از حد کهکشانها ممکن است، توأم با تصادم آنها گردیده و به دنبال این عمل یک تغییر شکل بنیادی در شکل ظاهری آنها صورت پذیرد.

تصادف کهکشانها

ژول ورن و اچ. جی. ولز هیچکدام نمی‌توانستند وقایعی را که بعد از وقوع یک تصادف در جهان رخ می‌دهد پیش بینی نمایند. جهان مجموعه‌هایی از ستارگان عظیم الجثه‌ای است که هر یک از آن مجموعه‌ها کهکشان نامیده می‌شوند و هر یک ترکیبی از میلیونها ستاره می‌باشند. اکنون با وسعت دید فوق العاده تلسکوپ فضایی هابل بخوبی می‌توان دریافت که برخورد کهکشانها حوادث دیگری همچون تولد ستاره‌ها را به دنبال خواهد داشت. تصاویر جدید و جالب توجه هابل ، ترکیب دو کهکشان را به معرض نمایش می‌گذارد.

آنها آنتنهای تماس (موجگیر) را به فضا پرتاب می‌نمایند، زیرا که تصادفا دم یک جفت از این ستاره‌های دنباله‌دار ، شبیه به دم حشره‌ها می‌باشد. بیشترین نقطه تصادف در میان بیش از هزار توده درخشان و آتشین ستارگان جدید می‌باشد که نور آبی رنگی را به دنبال دارند. ستاره شناسان احتمال می‌دهند که حاصل انفجار این گلوله‌های روشن بیش از یک میلیون ستاره تازه تولید یافته باشد.


بردلی وایت مور از موسسه علمی تلسکوپهای فضایی ، واقع در بلتی مورد اظهار داشت: درخشش نور برخی از این ستاره‌های جوان شگفت انگیز است. اما چرا این پدیده را تولد می‌دانیم و نه مرگ؟ هنگامی که کهکشانها به یکدیگر نزدیک می‌شوند، جاذبه نیرومندی توده‌های گاز هیدروژن را به یکدیگر می‌فشارد و بعد از آنکه تراکم آنها به نقطه حساسی رسید، این دسته‌ها به ستاره‌های جدیدی تبدیل می‌شوند.

چشم انداز بحث

ستاره شناسان امیدوارند که تصاویر هابل روزنه‌ای بسوی کشف راز جهان را به روی ما بگشاید. همچنین تصاویر آنها به ما کمک می‌کند تا حوادثی را که از هم اکنون تا 5 سال آینده وقوع آنها می‌رود پیش بینی کنیم، چنانکه برخی از داشنمندان پیش بینی نموده‌اند کهکشان راه شیری ما، در آینده به کهکشان Andromeda برخورد می‌کند.




img/daneshnameh_up/0/03/tasadom_k.JPG
مرحله اول
img/daneshnameh_up/1/10/tasadom_k1.JPG
مرحله دوم
img/daneshnameh_up/2/21/tasadom_k.2.JPG
مرحله سوم
img/daneshnameh_up/f/f3/tasadom_k.3.JPG
مرحله چهارم

اين هم مراحل تصادف كهكشان ها!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!



+ نوشته شده در  88/06/05ساعت 15:22  توسط احسان  | 

مقدمه                        نام گذاری ستارگان

بشر در طول تاریخ همواره مجذوب آسمان شب بوده است. انسانی که صدها سال پیش می‌زیست شگفتیهای فرا‌سوی آسمان را چنان می‌دید که هر اجرام آسمانی را به یک شکلی تشبیه می کرد. پیشرفت اختر فیزیک این تصور را دگرگون کرد. تصویر آسمان در نظر اختر شناس امروز ، آشناتر و زیباتر ، اما پیچیده است. با مطالعه اخترشناسی می‌توانیم این جهان را سرشار از شگفتیها را بیشتر بشناسیم. ستارگان نورانی نامهای مشخص دارند، نام آنها را شکل ستارگان توصیف و نامگذاری می‌کنند.

بسیاری از ستاره‌ها و صورتهای فلکی ، نام خود را از تمدنهای باستانی و اولیه به هدیه گرفته‌اند. برای مثال با جستجویی ساده در آثار تاریخی به داستانها و افسانه‌های بسیاری در مورد صورت فلکی جبار دست خواهید یافت که به دوران سامریها ، روم باستان و بسیاری تمدنهای دیگر باز می‌گردد. با مراجعه به کتابها و منابع نجومی به نامهایی برای ستارگان بر می‌خوریم که در هیچ یک از قواعد نامگذاری ستارگان نمی‌گنجد.



img/daneshnameh_up/3/34/sovardoakbar.jpg




نام بسیاری از ستاره‌ها به نحوی با نام صورت فلکی خود در ارتباط است. برای مثال Deneb به معنی دم همان ستاره‌ای است که در قسمت انتهایی و دم صورت فلکی قو یا دجاجه قرار دارد. گاهی نیز نام ستارگان بر اساس ویژگی خود آن ستاره می‌باشد و هیچ ارتباطی با نام صورت فلکی خود ندارد. برای مثال سیروس به معنی داغ و سوزان می‌باشد. با این ترتیب این نام ، لایق درخشانترین ستاره آسمان می‌باشد و در عین حال هیچ نشانی از نام صورت فلکی خود در آن موجود نمی‌باشد. نورانیترین ستاره صورت فلکی حوت جنوبی ، فم الحوت (Famolhout) و ستاره متغییر صورت فلکی پرساروس ، راس الغول (Algol) نامیده می‌شود.

به ندرت نامهای شگفت انگیز در میان نامها یافت می‌شود که در آنها نه نشانی از ارتباط با صورت فلکی هست و نه ارتباطی با ویژگی خود آن ستاره. برای مثال در صورت فلکی خرگوش ستاره‌ای وجود دارد که از گذشته به نام Nihal خوانده می‌شده است. Nihal در اصطلاح به معنی "شترها عطش و تشنگی خود را رفع می‌کنند" است. نام برخی از ستارگان عربی است و معمولا با استفاده از حرف تعریف "ال" که در جلوی آنها می‌آید شناخته می‌شوند مانند Algol.

بسیار از این نامها در زمانهای مختلف به شکلهای گوناگون آمده‌اند و گاهی "ال" از این نامها حذف شده است، مانند همین ستاره Algol که در برهه‌ای از تاریخ با نام Ghoul خوانده شده است. برخی دیگر از نامها دارای ریشه‌های یونانی و لاتین و یا حتی چینی می‌باشند. در این میان گاه با نامهای بر‌خورد می‌شود که دارای ریشه فارسی بوده ولی در شکل ظاهری آن هیچ نشانی از فارسی یافت نمی‌شود و عمدتا در میان نامهای عربی و یا لاتین دسته بندی می‌شوند. حال به بررسی سیستمهای نام گداری می‌پردازیم که ویژه ستارگانی است که تنها با چشم غیر مسلح دیده می‌شوند.

سیستم نامگذاری بایر Bayer

در سال 1603 میلادی (Johann Bayer (1572 - 1625 وکیل آلمانی که بسیار به نجوم علاقمند بود، بر اساس اطلاعات و دیتاهای منجم دانمارکی تیکو براهه (Tycho Brahe (1546 - 1601 یکی از منسجم‌ترین اطلسهای آسمان به نام Uranometria را تدوین کرد. این اطلس حاوی 51 جدول می‌باشد که 48 جدول آن هر کدام به یکی از 48 صورت فلکی بطلمیوسی اختصاص یافته است و یک جدول به 12 صورت فلکی جدید که توسط 2 کاشف هلندی - آلمانی Pieter Dircksen Keyzer و Frederick de Houtman در نیمکره جنوبی آسمان کشف شده بود اختصاص یافت. 2 جدول دیگر نیز به تمامی بخش شمالی و جنوبی کره سماوی اختصاص داده شد.

بایر ستاره‌های هر صورت فلکی (تنها ستارگانی که با چشم غیر مسلح دیده می‌شد) را بر اساس میزان روشنایی یا قدر آنها دسته بندی کرد. سپس به هر یک از ستاره‌ها یکی از حروف کوچک یونانی را از آلفا تا امگا اختصاص داد. بعد از این 24 حرف به سراغ حروف کوچک لاتین رفت و هر یک از این حروف را بجز j و u (که ممکن بود با i و v اشتباه شود) به هر یک از ستاره‌های باقیمانده نسبت داد.

سپس به عنوان پسوند نام صورت فلکی را پس از این حرف ذکر کرد. برای مثال نام درخشانترین ستاره در صورت فلکی قنطورس alpha Centauri ذکر شد. در این دسته بندی ستارگان یک صورت فلکی که بسیار به هم نزدیک بودند و یا درخشندگی یکسانی داشتند نام یکسانی گرفتند. برای مثال در فهرست بایر 6 ستاره در قسمت گرز صورت فلکی جبار نام pi Orionis گرفتند که امروزه این 6 ستاره توسط منجمین با نامهای π1 - π6 Orionis تصحیح شده‌اند.



تصویر
ستاره آلفای قنطورس

سیستم نامگذاری Flamsteed

سیستم نام گداری بایر محدودیتهایی داشت. از آن جمله می‌توان به محدودیت در تعداد حروف یونانی و لاتین اشاره کرد. مشکلی که بیش از این مسئله به چشم می‌خورد، دشواری بیش از حد در درجه بندی نور ستارگان کم نوری بود که با چشم غیر مسلح به سختی دیده می‌شد و مقایسه و دسته بندی بر اساس میزان درخشنگی این ستاره‌ها را دشوار می‌ساخت.

John Flamsteed منجم درباری انگلیسی در نامه‌ای به انجمن منجمین سیستم نامگذاری بایر را به باد انتقاد گرفت و خواهان لغو آن شد. او در این نامه پیشنهاد کرد که بجای حروف کوچک یونانی و لاتین از شماره استفاده شود و بجای دسته بندی بر اساس روشنایی ستارگان یک صورت فلکی ، موقعیت ستاره در آن صورت فلکی از غرب تا شرق به عنوان معیار قرار گیرد. به این معنی که غربی‌ترین ستاره هر صورت فلکی با شماره 1 مشخص شود و اولین ستاره‌ای که در شرق این ستاره بیاید با شماره 2 مشخص شود و به همین ترتیب تا شرقی‌ترین ستاره آن صورت فلکی.

برای مثال غربی‌ترین ستاره صورت فلکی قنطورس با نام 1 قنطورس مشخص شد. به این ترتیب می‌توان گفت که سیستم نامگذاری Flamsteed نسخه تصحیح شده‌ای از سیستم بایر بود. انجمن منجمین این قاعده را پذیرفت، با این حال سیستم نامگذاری بایر را نیز برای ستارگانی که با چشم بخوبی دیده می‌شد معتبر دانست. به همین دلیل بسیاری از ستارگان که با چشم برهنه دیده می‌شود نامهای متفاوتی دارد، برای مثال Deneb ، Alpha Cygni و 50 Cygni همگی نامهای یک ستاره می‌باشند.

نسل جدید قوانین نامگذاری ستارگان

با ورود دروبینهای نجومی به عرصه ، نامگذاری ستارگان وارد مرحله جدیدی شد. دروبینهای نجومی دنیایی نو از ستارگان را به منجمین معرفی کرد و نیاز به قاعده‌ای جدید برای نامگذاری هر لحظه بیشتر حس می‌شد. در همین موقع بود که انجمن منجمین و ستاره شناسان تعداد انبوهی از کاتالوگهای نجومی را در مقابل خود یافتند که در آنها هر منجم بر اساس سلیقه خود به نامگذاری ستارگان پرداخته بود.

گروهی ترتیب یافتن هر ستاره را معیار قرار داده بودند و گروهی مختصات و بخصوص میل هر ستاره را و گروهی دیگر تاریخ کشف آن ستاره و گروهی رده طیفی و رنگ و سایر ویژگیهای ستاره را معیار قرار دادند. این تنوع تا حدی بود که برای یک ستاره گاه چندین اسم متفاوت یافت می‌شد و این خود کار را دشوارتر کرده بود. انجمن ستارشناسان به منظور ایجاد وحدت ، مختصات هر ستاره بر حسب میل و بعد به همراه سال کشف آن ستاره یا سال نشر آن اطلس را به عنوان معیار در نظر گرفت.

نامگذاری ستارگان دوتایی و چندگانه

دسته وسیعی از ستارگان را ستارگان دوتایی یا چندتایی تشکیل می‌دهند. مؤلفه‌های یک مجموعه دوتایی یا چندتایی در صورتی که دارای فاصله قابل تشخیص از یکدیگر باشند با استفاده از اعداد و بر اساس موقعیت غربی شرقی نامگذاری می‌شوند. برای مثال Alpha Librae یک مجموعه دوتایی با مؤلفه‌های تمیز پذیر است. مؤلفه غربی این مجموعه 1-Alpha و مولفه شرقی Alpha-2 نام می‌گیرد. در اینگونه مجموعه‌ها با حرکت به شرق این اعداد نیز بالاتر خواهند رفت.

در سیستمهای چندتایی (یا همان سیستمهای دوتایی) هنگامی که مؤلفه‌های مجموعه به هم خیلی نزدیک باشند درخشش مؤلفه‌ها معیار نامگذاری است به این ترتیب که ستاره‌ای که پرنورترین ستاره و مؤلفه اصلی مجموعه است با A و ستاره کم نور تر با B نام گذای ادامه می‌یابد. برای مثال ستاره سیروس خود جزئی از یک مجموعه دوتایی است و ستاره همدم آن یک ستاره از نوع کوتوله سفید می‌باشد. به ستاره سیروس که با چشم برهنه به راحتی دیده می‌شود مؤلفه A و کوتوله سفید همدم آن عنوان B را به خود می‌گیرد.



تصویر
درخشانترین ستاره

نامگذاری ستارگان متغیر

نامگذاری این ستارگان را می‌توان بر اساس همان طرح مورد تأیید انجمن ستاره شناسان انجام داد، اما دلایل تاریخی حاکی از آن است که این قاعده گاهی کار را بسیار دشوارتر خواهد کرد. بدین منظور برای نامگذاری دسته بزرگی از ستارگان یعنی ستارگان متغیر قاعده زیر را برمی‌گزینیم. نخستین ستاره متغیر کشف شده در هر صورت فلکی چنانچه بر اساس معیار بایر و یا Flamsteed نام گداری نشده باشد با حرف R و به دنبال آن ، نام صورت فلکی خوانده می‌شود. برای مثال نخستین ستاره متغیر که در صورت فلکی Cetus یافت شد و بر اساس معیار بایر و Flamsteed نامگذاری نشده بود R Ceti نام گرفت.

دومین ستاره کشف شده در آن صورت فلکی نام S و سپس T و همینطور تا Z را به خود می‌گیرد. این قاعده 9 ستاره اول کشف شده را در هر صورت فلکی نامگذاری می‌کند. برای ستاره 10 ام به بعد نامRR و سپسRS و سپسRT و همینطور تا RZ سپس SS وST و همینطور تا SZ. آنقدر این ترتیب را ادامه می‌دهیم تا به ZZ برسیم. این مجموعه نیز 54 ستاره متغیر را در هر صورت فلکی نامگذاری می‌کند. برای ادامه از AA شروع می‌کنیم و به همان شکل قبل تا AZ و سپس BB تا BZ.

آن قدر این کار را ادامه می‌دهیم تا با QZ برسیم. تا انجا 334 ستاره نامگذاری شده است. برای ادامه از حرف V به همراه یک شماره که از 335 شروع می شود کار را دنبال می‌کنیم. برای مثال V335 ، V336 و … . به دو نکته در این نامگذاری باید توجه کرد. اول اینکه QZ در این مجموعه جایی ندارد و دوما اینکه توجه کنید که هیچگاه در این نامگذاری حرف دوم بالاتر از حرف اول (در ترتیب الفبا) نمی‌باشد. یعنی هیچگاه به عنوان مثال BA یا CB یا SR یا ... نداریم.

سیستم نامگذاری در برخی از کاتالوگهای معروف

BD numbers

این نام مشخصه کاتالوگی است که در اواسط قرن 19 توسط Bonner Durchmusterung تهیه شد. در این مجموعه نام چند صد هزار ستاره با قدر روشنتر از 10 گرد آوری شده است. این کاتالوگ حاوی موقعیت این ستاره‌ها می‌باشد و فهرستی نیز بر اساس همین موقعیت در این کاتالوگ موجود می‌باشد. اعداد کاتالوگ بر اساس شمارش ستارگان در یک میل خاص از شمال به جنوب تعیین شده است. بنابراین BD numbers بیانگر میل به همراه یک عدد بالا رونده بر اساس شمارش ستاره در این میل خاص می‌باشد.

برای مثال BD + 31o216 به معنی 216 ستاره در محدوده میل 31+ و 32+ می‌باشد. BD محدوده میل بین 90+ تا 22+ را پوشش می‌دهد. (CD (Cordoba Durchmusterung و (CPD (Cape Photographic Durchmusterung کار مشابهی را برای مناطق جنوبی‌تر انجام می‌دهند.



img/daneshnameh_up/3/3c/catalogo_messier_peq.jpg
فهرست مسیه

The Bright Star Catalog

ستارگان درخشانتر از قدر 6.5 با شماره‌ای که بر اساس افزایش بعد افزایش می‌یابد مشخص می‌شود. پیشوند HR و یا BS در جلوی این شماره نوشته می‌شود. برای مثال HR1099.

The Henry Draper Catalog

در این کاتالوگ ستارگان درخشانتر از قدر 8.5 و کمی ضعیفتر بر اساس رنگ و رده طیفی دسته بندی و نامگذاری می‌شوند. برای مثال HD183143.

ستارگان دوتایی در کاتالوگها

ستارگان دوتایی بر اساس سیستم کاتالوگی به شکل زیر نامگذاری می‌شوند. ابتدا یک شماره و سپس نام کاشف و یا بوسیله شماره آنها در هر یک از کاتالوگهای:
  • (the Burnham Double Star catalog (BDS
  • Washington Double Star catalog
  • (Aitken Double Star catalog (ADS
نامگذاری مؤلفه‌های اصلی مجموعه‌های دوتایی همانطور که ذکر شد بر اساس درخشندگی و با استفاده از حروف A و B و ... نیز امری متداول است.

The Guide Star Catalog

این کاتالوگ حاوی نام و موقعیت ستارگانی است که دارای موقعیت بسیار مناسب و قابل آدرس دهی است. سنسورهای راهبری تلسکوپ فضایی هابل بر اساس آن کار می‌کند و هدف اصلی تهیه این کاتالوگ نیز همین بوده است. ستارگان این مجموعه ستارگان درخشانی نمی‌باشند و دارای قدری در حدود 13 می‌باشند. آسمان توسط این ستارگان به قسمتهای مختلف تقسیم می‌شود و ستارگان در هر یک از این منطقه‌ها شماره گذاری منحصر به آن منظقه را دارند. برای مثال: GSC 4068/1167

کاتالوگهای اجرام غیرستاره‌ای

کاتالوگهای دیگری نیز موجود می‌باشد که به فهرست کردن اجرام غیر ستاره‌ای پرداخته است که از آن جمله می‌توان به:


Messier Catalog با مشخصه M
New General Catalogue of Nebulae and Star Clusters با مشخصه NGC
Index Catalog با مشخصه IC
+ نوشته شده در  88/05/29ساعت 16:25  توسط احسان  |